مرتضی از نجف آمد، توهم از خيمه بيا

 حسرتم بود ، نبود، امّ بنينم به كنار

مادرت فاطمه آمد عوض مادر من


آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین


دل صفا گرفته امشب ز گل یاس علی

من میخوام امشب بشم گدای عباس علی


برای کرب و بلا دلهای ما پر میزنه

در خونه ی ابالفضل علی پر میزنه


شنیدم تو علقمه با صورت افتاده زمین.... شنیدم تو علقمه... بخدا خیلی جانسوزه


بچه ها تو خیمه ها میگن که ما آب نمیخوایم

بابا جون قربون تو ما که فقط عمو میخوایم

بابا جون عمه چرا به سینه و سر میزنه..

  آقام آقام آقام آفام حسین  آقام آقام آقام آفام حسین


 

نوشته شده توسط ذاکر در سه شنبه دوم آبان 1391 ساعت 14:21 موضوع اشعار مربوط به حضرت اباالفضل (ع) | لینک ثابت